این مقاله درباره

منتورینگ محصول چیست

منتورینگ محصول چیست؟ همراهی برای فرضیه، اولویت فیچر و داستان کاربر تا نسخه کوچک یادگیری بسازد — جدا از آموزش کدنویسی و جذب کاربر اول.

منتورینگ محصول چیست؟ اولویت فیچر، User Story و رشد

نوشته شده توسط محمد اصل زنجانی

بازبینی‌شده توسط روبینش

اولین نظر را بدهید — امتیاز خوانندگان روبینش

اگر می‌پرسید منتورینگ محصول چیست، پاسخ کوتاه این است: همراهی برای اینکه بنیان‌گذار و تیم بفهمند کدام مسئله را برای چه کسی حل می‌کنند، کدام فیچر این هفته ساخته می‌شود، و چطور آن کار را در قالب داستان کاربر و نسخهٔ کوچک آزمایش کنند — نه اینکه منتور به‌جای شما اسلاید بکشد یا کد بزند. منتور محصول مدرس مدیریت پروژه نیست. کارش کوتاه کردن لیست آرزو، نوشتن فرضیه، و جلوگیری از ساختن چیزی است که هنوز مشتری ندارد.

جست‌وجوهایی مثل «منتورینگ محصول چیست»، «تعریف MVP»، «اولویت فیچر»، «User Story» و «نقش بنیان‌گذار غیرفنی» از تیمی می‌آید که بین ساخت و بازار گیر کرده، یا بنیان‌گذار غیرفنی است و نمی‌داند از تیم فنی چه بخواهد. در این راهنما این رابطه را از منتورینگ برنامه‌نویسی و از منتورینگ استارتاپ در لایهٔ جذب کاربر جدا می‌کنیم، اولویت و داستان کاربر را عملی می‌نویسیم. نقش کلی در منتور کیست است، اعتبارسنجی ایده در منتورینگ استارتاپ، و تعریف نسخهٔ اول در MVP چیست. اجرا در خدمات منتورینگ روبینش.

The purpose of product discovery is to address the four big risks: value, usability, feasibility and business viability — before you spend the money to build.

منبع: SVPG — The Four Big Risks
بورد محصول روی لپ‌تاپ: فرضیه، مشتری و فیچر بعدی — روبینش | Rubinesh
جلسهٔ محصول با یک فرضیه و یک تصمیم کوچک تمام می‌شود، نه با لیست بلندتر.

منتورینگ محصول چه کاری می‌کند و چه کاری نمی‌کند؟

منتور محصول کمک می‌کند مسئله، مخاطب و معیار یادگیری روی کاغذ بیاید. بعد جلوی دو افراط را می‌گیرد: تحقیق بی‌پایان، و ساخت بی‌پایان. خروجی جلسه باید کار تقویمی باشد: پنج گفت‌وگو، حذف یک فیچر، نوشتن دو داستان کاربر، یا یک آزمایش نسخهٔ کوچک. اگر فقط انگیزه می‌گیرید و بک‌لاگ بزرگ‌تر می‌شود، رابطه آموزشی عمومی است نه منتورینگ محصول. بعد از جلسه همان کار را در تقویم با مسئول و تاریخ بگذارید؛ وگرنه هفتهٔ بعد دوباره همان حرف تکرار می‌شود و حس پیشرفت دروغین می‌ماند.

تفاوت با منتور برنامه‌نویس روشن است. آنجا رشد مهارت و ورود به بازار کار است. اینجا کاهش ریسک محصول است. ممکن است هر دو لازم شود؛ قاطی کردن «یادگیری Next» با «آیا کسی این درد را دارد» جلسه را بی‌هدف می‌کند. مسیر مهارت را در منتورینگ برنامه‌نویسی جدا نگه دارید.

تفاوت با منتورینگ استارتاپ در زاویه است نه در دشمنی دو مقاله. استارتاپ روی اعتبارسنجی ایده و کاربر اول تمرکز دارد. منتورینگ محصول روی اولویت فیچر، داستان کاربر و رشد بعد از اینکه حداقل یک مسئله انتخاب شده. اگر هنوز نمی‌دانید برای که می‌سازید، اول لایهٔ استارتاپ. اگر می‌دانید و در لیست فیچر غرق شده‌اید، این صفحه. قاطی کردن هر دو در یک جلسهٔ شصت دقیقه‌ای معمولاً یعنی هیچ تصمیمی ثبت نمی‌شود.

منتور محصول مالک بک‌لاگ شما نیست مگر قرارداد جدا بگوید. او گزینه و هزینه را روشن می‌کند؛ شما تصمیم می‌گیرید. اگر منتور هر هفته فیچر جدید اختراع کند، شما مجری ایده‌های او شده‌اید نه مالک محصول. رابطهٔ سالم شما را به مشتری و داده برمی‌گرداند. اگر داده ندارید، همان هفته را صرف پنج گفت‌وگو کنید نه صرف انتخاب رنگ دکمه.

سه نوع همراهی نزدیک به هم
رابطه سؤال اصلی خروجی رایج
منتورینگ برنامه‌نویسی چطور این را بسازم و یاد بگیرم؟ مهارت، پروژه، بازخورد کد
منتورینگ استارتاپ آیا کسی این مسئله را دارد؟ مصاحبه، آزمایش، کاربر اول
منتورینگ محصول این هفته کدام کار ارزش یادگیری دارد؟ اولویت، داستان کاربر، محدودهٔ نسخه

تعریف MVP در منتورینگ محصول چه کمکی می‌کند؟

نسخهٔ اول اینجا ابزار یادگیری است نه برچسب بودجه. منتور کمک می‌کند فرضیه را به یک جریان حیاتی بفشارید: یک نقش، یک اقدام، یک نتیجه. جزئیات تعریف و فیچر داخل/خارج در مقالهٔ MVP آمده تا این URL روی اولویت و داستان بماند. اگر جلسه فقط دربارهٔ معماری تجزیه یا استور است و هنوز فرضیه ندارید، بحث را برگردانید.

برای فروشگاه، نسخهٔ اول معمولاً کشف، سبد و پرداخت آزمایشی است نه باشگاه مشتریان. مسیر ساخت ویترین را در طراحی سایت فروشگاهی ببینید و منتور محصول بپرسد آیا همان جریان روی موبایل تمام می‌شود. برای کلینیک، نوبت و صفحهٔ خدمت اولویت است نه اپ پرونده. جذب بیمار از جست‌وجو را در سئو سایت پزشکی جدا نگه دارید.

منتور گاهی «نساز» می‌گوید. این جواب اگر با دلیل بازار باشد، ارزشمندتر از تشویق مبهم است. ساختن همه چیز «چون رقیب دارد» اولویت نیست؛ بدهی است.

اولویت فیچر را چطور بدون جنگ سلیقه می‌چینیم؟

اولویت یعنی چه چیزی این هفته یادگیری یا درآمد را جابه‌جا می‌کند، نه چه چیزی در اسلاید قشنگ‌تر است. یک روش ساده: تأثیر بر فرضیه، تعداد کاربر درگیر، و هزینهٔ ساخت را روی کاغذ بگذارید. فیچری که یک نفر با صدای بلند خواسته با فیچری که جلوی تمام شدن کار سه کاربر اول را می‌گیرد فرق دارد. منتور باید این تفاوت را نام ببرد.

دو ستون باید و بعداً برای اولویت فیچر روی لپ‌تاپ — روبینش | Rubinesh
ستون «بعداً» شجاعت است؛ خالی کردنش بدون دلیل، جلسه را خراب می‌کند.

بک‌لاگ را زنده نگه دارید. هر مورد باید مالک، فرضیه و معیار داشته باشد وگرنه آرزو است. اگر همه‌چیز «باید این اسپرینت» است، هیچ‌چیز اولویت ندارد. بنیان‌گذار غیرفنی حق دارد ارزش کسب‌وکار را بگوید؛ حق ندارد جزئیات پیاده‌سازی را جایگزین اولویت کند مگر با هزینهٔ روشن. تیم فنی حق دارد پیچیدگی را بگوید؛ حق ندارد هر درخواست بازار را با «نمی‌شود» ببندد بدون گزینهٔ کوچک‌تر.

بعد از لانچ نسخهٔ کوچک، داده را بالای سلیقه بگذارید. اگر کسی برنمی‌گردد، فیچر اضافه نکنید؛ فرضیه را عوض کنید. رشد یعنی تکرار یادگیری، نه پر کردن نقشهٔ راه دوازده‌ماهه در ماه اول. یک جدول کوچک کافی است: چند نفر جریان را تمام کردند، کجا رها کردند، هفتهٔ بعد چه را عوض می‌کنید. بدون این جدول، جلسه تکرار حرف هفتهٔ پیش است.

اولویت را در حضور کسی که کار را می‌سازد ببندید. تصمیم در غیاب تیم فنی بعداً با «نمی‌شد» برمی‌گردد. تصمیم در غیاب کسی که با مشتری حرف می‌زند، با فیچر داخلی قشنگ و بی‌بازار تمام می‌شود. منتور باید این دو صندلی را در جلسه خالی نگذارد حتی اگر یک نفر هر دو نقش را دارد؛ آن یک نفر باید هر دو کلاه را جدا نام ببرد.

User Story چیست و چطور به تیم فنی کمک می‌کند؟

داستان کاربر جملهٔ نقش، خواسته و دلیل است: به‌عنوان فروشنده می‌خواهم سفارش را بدون اکسل ثبت کنم تا موجودی دروغ نگوید. بدون دلیل، داستان فقط دستور ساخت دکمه است. معیار پذیرش را پایین همان داستان بنویسید: چه کسی چه می‌بیند، چه خطایی رخ می‌دهد، چه چیزی ذخیره می‌شود. داستان بدون پذیرش، در توسعه حدس می‌شود و در تحویل دعوا.

ویرایشگر داستان کاربر و چک‌لیست پذیرش روی لپ‌تاپ — روبینش | Rubinesh
داستان خوب به تیم می‌گوید کار کی تمام است؛ نه اینکه «زیبا باشد».

داستان را با وایرفریم قاطی نکنید. ظاهر لازم است اما جایگزین نقش و نتیجه نیست. چند داستان کوچک بهتر از یک داستان «سیستم کامل فروش» است. منتور کمک می‌کند برش بزنید تا اسپرینت معنی داشته باشد. اگر داستان فقط زبان فنی دارد، بنیان‌گذار غیرفنی از جلسه حذف شده و اولویت دوباره سلیقهٔ داخلی می‌شود. یک تست ساده این است که داستان را برای کسی بیرون تیم بخوانید؛ اگر پرسید «پس چی؟» دلیل هنوز ضعیف است.

مالک داستان باید بتواند آن را برای مشتری فرضی بلند بخواند. اگر نتوانست، هنوز مسئله مبهم است. این تمرین ارزان‌تر از دو هفته کدنویسی غلط است. مسیر ساخت نرم‌افزار را بعداً در راهنمای توسعه اختصاصی ببینید؛ اینجا کیفیت ورودی به توسعه مهم است.

بنیان‌گذار غیرفنی در این رابطه چه نقشی دارد؟

نقش او دسترسی به مشتری، تصمیم ارزش، و گفتن «این هفته چه یادگیری‌ای کافی است» است نه انتخاب ORM. منتور کمک می‌کند سؤال فنی را به گزینهٔ کسب‌وکار ترجمه کند: این اتصال دو هفته است؛ بدون آن فرضیه را نمی‌توان آزمود یا می‌توان دستی جلو رفت؟ اگر هر بحث به جزئیات فریم‌ورک بکشد، اولویت گم شده است. بنیان‌گذار می‌تواند بگوید «این هفته باید سفارش ثبت شود»؛ تیم می‌گوید با چه برشی. هر دو جمله لازم‌اند.

تیم فنی از بنیان‌گذار غیرفنی انتظار داستان روشن و تصمیم به‌موقع دارد. تأخیر «همه را می‌خواهم» گران‌تر از تصمیم کوچک غلطی است که هفتهٔ بعد اصلاح شود. قرارداد جلسه را بنویسید: چه مدارکی از قبل می‌آید، چه تصمیمی باید خارج شود. بدون این، منتورینگ به گپ انگیزشی تبدیل می‌شود. مدارک مفید معمولاً فرضیه، دو داستان، و نتیجهٔ هفتهٔ قبل است نه یک فایل پنجاه‌صفحه‌ای که کسی نخوانده.

اگر مترجم بین کسب‌وکار و فنی خودِ منتور باشد، وابستگی می‌سازید. هدف این است که بنیان‌گذار بتواند داستان را برای تیم بخواند و تیم بتواند هزینه را بدون توهین بگوید. بعد از چند جلسه باید این ترجمه بدون منتور هم ممکن شود. اگر هر هفته بدتر وابسته می‌شوید، رابطه را بازتعریف کنید.

اگر محصول کانال موبایل هم دارد، اول وب را تا اقدام واقعی تمام کنید مگر فرضیه به اپ وابسته باشد. انتخاب کانال را با تفاوت اپ و سایت جدا کنید تا جلسه محصول به جنگ استور تبدیل نشود.

اشتباهات رایج در منتورینگ محصول

  • بزرگ کردن بک‌لاگ به‌جای کشتن فیچر
  • داستان کاربر بدون معیار پذیرش
  • قاطی کردن آموزش کدنویسی با اولویت بازار
  • کپی نقشهٔ راه رقیب بدون فرضیه
  • بنیان‌گذار غیرفنی به‌عنوان معمار فریم‌ورک
  • نادیده گرفتن کاربر اول بعد از لانچ نسخهٔ کوچک
  • جلسه بدون کار مشخص روی تقویم

منتور نامناسب کسی است که هر هفته ابزار جدید پیشنهاد می‌کند و هیچ‌وقت «این را نساز» نمی‌گوید. مناسب کسی است که با سؤال، محدوده را تنگ می‌کند و شما را مسئول آزمایش می‌گذارد. اگر بعد از چهار جلسه هنوز همان لیست فیچر را دارید فقط با نام‌های انگلیسی‌تر، رابطه را متوقف کنید و فرضیه را بازنویسی کنید. هزینهٔ جلسه بدون تصمیم، از هزینهٔ ساخت غلط هم بی‌صداتر است چون دیده نمی‌شود.

داستان‌ها را در ابزاری بگذارید که تیم هر روز می‌بیند؛ اسلاید هفتگی کافی نیست. وقتی توسعه شروع شد، تغییر داستان باید با تاریخ و دلیل ثبت شود تا «پس چرا این دکمه هست؟» جواب داشته باشد. منتور می‌تواند این عادت را در دو جلسه جا بیندازد اگر شما بین جلسات کار کنید. بدون کار بین جلسات، منتورینگ محصول به کلاس تئوری تبدیل می‌شود.

چک‌لیست قبل از شروع منتورینگ محصول

این فهرست را قبل از قرارداد جلسه پر کنید تا وقت روی ابهام نرود. اگر دو مورد خالی ماند، اول همان را کامل کنید نه اینکه تاریخ جلسه را جلو بیندازید.

  1. یک جمله فرضیه نوشته شده: چه کسی، چه درد، چه نتیجه.
  2. بک‌لاگ از آرزو جدا شده و ستون «بعداً» دارد.
  3. حداقل دو داستان کاربر با پذیرش دارید.
  4. معیار یادگیری دو هفته‌ای مشخص است.
  5. نقش بنیان‌گذار و نقش فنی در تصمیم روشن است.
  6. نسخهٔ اول به یک جریان گره‌خورده نه به همهٔ ماژول‌ها.
  7. جلسه بعدی کار دارد نه فقط تاریخ.
  8. مسیر ساخت یا جذب کاربر با مقالهٔ مرتبط قاطی نشده.

جمع‌بندی: اولویت، داستان، آزمایش کوچک

منتورینگ محصول چیست؟ همراهی برای فرضیه، اولویت فیچر و داستان کاربر تا نسخهٔ کوچک یادگیری بسازد. MVP ابزار است نه شعار. بنیان‌گذار غیرفنی ارزش را نگه می‌دارد نه جزئیات استک را. جلسهٔ خوب کار روی تقویم می‌گذارد.

برای شروع این رابطه، صفحه منتورینگ روبینش و فرم مشاوره را ببینید. اگر مسئله‌تان مهارت کدنویسی است همان را جدا بگویید. اگر مسئله‌تان مشتری اول است، لایهٔ استارتاپ را اول بخوانید. این مقاله لیست فیچر را کوتاه می‌کند، نه اینکه تعرفه بسازد. یک فرضیهٔ مکتوب و دو داستان با پذیرش، از یک فایل چشم‌انداز بیست‌صفحه‌ای برای هفتهٔ بعد مفیدتر است. همان را به جلسه ببرید.

سؤالات متداول

با منتورینگ استارتاپ چه فرقی دارد؟

استارتاپ روی اعتبارسنجی ایده و کاربر اول است. منتورینگ محصول روی اولویت فیچر و داستان کاربر بعد از انتخاب مسئله. ممکن است هر دو لازم شود اما جلسه را قاطی نکنید.

منتور محصول باید برنامه‌نویس باشد؟

باید محصول ساخته یا مدیریت کرده باشد تا هزینه ساخت را بفهمد. الزاماً نباید کد شما را بنویسد. مهارت کدنویسی را با منتور برنامه‌نویس جدا کنید.

چند جلسه برای دیدن اثر کافی است؟

اگر بین جلسات کار نکنید، تعداد جلسه بی‌معنی است. معمولاً بعد از چند چرخه با کار مشخص روی تقویم معلوم می‌شود رابطه مفید است یا نه.

User Story را چه کسی می‌نویسد؟

مالک محصول یا بنیان‌گذار با کمک تیم. منتور کیفیت و برش را بالا می‌برد نه اینکه تنها نویسنده ابدی بک‌لاگ شود.

این همراهی را از کدام صفحه شروع کنیم؟

مسیر اجرا در صفحه منتورینگ روبینش است. این مقاله اولویت و داستان را توضیح می‌دهد نه تعرفه را.